تبلیغات
کسبدرآمد و بازاریابی سایت بانک شارژ
یک باکس  تایپایران - مرکز تخصصی تایپ موفقیت و فروش خوب - تعریف هدف
مهمترین عامل ، در کسب هر موفقیتی ، تدوین و مشخص کردن دقیق اهداف می باشد. هدفگذاری مهمترین عامل حرکت و خلق آینده است ، هدفها هستند که مقصد و مسیر زندگی فردی و سازمانی را روشن می کنند.هدف گذاری به مثابه ترسیم جاده ای برای آینده است . تلاشی ارزشمند است که معطوف به هدف باشد، تلاش بی هدف پرتاب تیر در تاریکی است یکی از موانع بسیار مهم موفقیت و کامیابی ، ناتوانی افراد و سازمانها در تدوین اهداف می باشد . آنهایی که رویایی در ذهن و هدفی بر روی کاغذ نداشته باشند مقصدشان ناکجا آباد خواهد بود .
یکی از مهارتهایی که مدیران و کارکنان باید در خود تقویت نمایند ، مهارت هدف گذاری است.اهداف کلی ، کیفی و مبهم قابلیت اندازه گیری و اثر بخشی نخواهد داشت .

بقیه در ادامه مطلب





مهمترین عامل ، در کسب هر موفقیتی ، تدوین و مشخص کردن دقیق اهداف می باشد. هدفگذاری مهمترین عامل حرکت و خلق آینده است ، هدفها هستند که مقصد و مسیر زندگی فردی و سازمانی را روشن می کنند.هدف گذاری به مثابه ترسیم جاده ای برای آینده است . تلاشی ارزشمند است که معطوف به هدف باشد، تلاش بی هدف پرتاب تیر در تاریکی است یکی از موانع بسیار مهم موفقیت و کامیابی ، ناتوانی افراد و سازمانها در تدوین اهداف می باشد . آنهایی که رویایی در ذهن و هدفی بر روی کاغذ نداشته باشند مقصدشان ناکجا آباد خواهد بود .

یکی از مهارتهایی که مدیران و کارکنان باید در خود تقویت نمایند ، مهارت هدف گذاری است.اهداف کلی ، کیفی و مبهم قابلیت اندازه گیری و اثر بخشی نخواهد داشت .

 

فرایند هدف گذاری:    

اهداف از ماموریتها و چشم اندازها نشئت می گیرند و بستگی به جواب سه سئوال ذیل دارد :

1)در حال حاضر ،کجا هستیم ؟

2)به کجا می خواهیم برویم ؟

3)برای رسیدن به هدف چه باید بکنیم؟

برای هدفگذاری اطلاع ازماموریت ها چشم انداز و وظایف سازمانها لازم و ضروری است . اهداف باید در تحقق ماموریت و وظایف سازمانی باشد .

وقتی که اهداف مشخص شدند برای چگونگی رسیدن به اهداف باید طرح ها و برنامه هایی تدوین گردیده ولیست کلیه فعالیتهایی که منجر به تحقق اهداف می شوند را مشخص نمود و پس از اجرای برنامه ها و فعالیتها باید نتایج و دستاوردها با اهداف مقایسه شوند تا اصلاحات لازم در اهداف ، برنامه ها و فعالیت ها به عمل آید .

 

  ویژگی های هدف گذاری خوب:     

 

هدف باید روشن، واضح و مشخص باشد.

هدف باید واقع بینانه باشد.

هدف باید مکتوب، مدون و روی کاغذآورده شود.

هدف باید در قالب یک جمله مثبت بیان شود.

هدف باید تهییج کننده باشد.

هدف باید کمی و قابل اندازه گیری باشد.

هدف باید مقید به زمان باشد.

هدف باید قابلیت اجرا و دست یافتنی باشد.

هدف باید در راستای ماموریت ها و ارزشها تدوین شوند.

هدف باید برای تمام اعضاء قابل فهم و قابل قبول باشد.

هدف باید برای همه ذینفعان سودمند باشند.

هدف بایدمورد تائید باشد.

هدف باید انعطاف پذیر باشند.

هدف باید متناسب با منابع و امکانات تدوین گردد .

 

محاسن و مزایای هدف گذاری :

 

هدف گذاری؛امکان اندازه گیری پیشرفت و بهبود را فراهم

 می نماید.

هدف گذاری؛انگیزه و روحیه تلاش را بهبود می بخشد.

هدف گذاری؛ باعث ایجاد هماهنگی و وحدت می گردد.

هدف گذاری؛ شرط لازم برنامه ریزی است ، برنامه بدون هدف بی معنی است .

هدف گذاری ؛باعث تمرکز بر فعالیت ها می شود.

هدف گذاری؛ امکان تدوین شاخصها و معیارها و ارزیابی عملکرد را فراهم می نماید .

هدف گذاری؛ امکان مقایسه نتایج و پیامدها را فراهم می کند.

هدف گذاری؛ انحراف در عملکرد ها و برنامه ها را مشخص می کند.

هدف گذاری؛ میزان کارایی و اثر بخشی سازمان را معین

 می کند.

هدف گذاری؛ فعالیتهای زاید را شناسایی و مشخص می کند.

هدف گذاری ؛احتمال موفقیت را بیشتر می کند.

هدف گذاری؛ باعث افزایش اعتماد به نفس می شود.

هدف گذاری؛ باعث رشد و تعالی می گردد.

 

  رابطه بین هدف و انگیزه:    

 

رفتار آدمی تحت تاثیر اهداف و انگیزه ها هستند . اهداف و انگیزه به عنوان نیازهای بیرونی و درونی به همدیگر اثر متقابل داشته و رفتار آدمی را مشخص میکند . اهداف بلند ووالاانگیزة بیشتر و اهداف پایین تر و پست تر انگیزه کمتری را ایجاد می نمایند.

همچنین افراد با انگیزه ، اهداف بلندتر و والاتری را انتخاب نموده ولی افراد بی انگیزه اهداف پایین و پست تری را انتخاب می نمایند.

هدف گذاری والاتر به افراد با انگیزه نیاز دارد به همین منظور توصیه می شود در افزایش روحیه و انگیزه کارکنان تلاش بیشتری گردد.

 

  رابطه بین هدف و برنامه ریزی:   

 

بین هدف گذاری و برنامه ریزی ارتباط تنگاتنگی وجود دارد. برنامه بدون هدف اثر بخشی نداشته و هدف بدون برنامه ، خیال و رویایی بیش نیست . هدف گذاری جزء لاینفک برنامه ریزی است و برنامه ریزی فرایندی است که چگونگی حرکت از وضع موجود به وضع مطلوب ( هدف ) را مشخص می نماید. برنامه ریزی خود هدف نیست بلکه وسیله و ابزاری برای تحق اهداف است . برای موفقیت و بهبود فردی وسازمانی ، هدف گذاری خوب شرط لازم و برنامه ریزی مناسب شرط کافی است .

 

  رابطه بین هدف و ارزیابی عملکرد:    

 

نظارت و ارزیابیهای زیادی در سازمانها و واحدها انجام می شود که اگر معطوف به هدف نباشد اتلاف منابع خواهد بود . هدفها هستند که به ارزیابی معنی و جهت می بخشند . بدون هدف گذاری ارزیابی مقدور نیست ، زیرا هدف ارزیابی میزان تحقق اهداف است اگر اهداف معین و مشخص نباشند ارزیابی امکان پذیر نخواهد بود. ارزیابی عملکرد فرایندی است که نتایج را با اهداف مورد مقایسه قرار داده و فاصله را معین می کند. شاخص ها و معیارهای ارزیابی عملکرد باید براساس اهداف پیش بینی شده تدوین گردند.

 

  توصیه های لازم برای هدف گذاری مناسب:    

 

با توجه به مطالب مطرح شده با ضرورت ، محاسن، ویژگیها و فرآیند هدف گذاری آشنا شدید برای افزایش مهارت هدف گذاری به نکات ذیل توجه نمائید.

- مهارت لازم برای هدفگذاری را در خود تقویت نمائید.

- لیست کلیه هدفهایی که باید به آنها برسید را تهیه نمائید.

- با توجه به اینکه تحقق اهداف به صورت همزمان میسر نیست اهداف لیست شده را براساس اهمیت و ضرورت اولویت بندی نمایید.

- اولویت های مشخص شده را رعایت نمائید یعنی ابتدا ازهدفی شروع کنید که اولویتش از همه بیشتر است .

- اهداف را حتما بر روی کاغذ مکتوب نمائید .

انگیزه های لازم برای تحقق اهداف را فراهم کنید.

- در صورت بزرگ بودن اهداف آنهارا به اهداف کوچکتر تقسیم کنید.

- لیستی از اقدامات قابل انجام برای تحقق هر یک از اهدافتان را تهیه و تنظیم نمائید.

- هفته خود را با لیست کردن کارها و امور اساسی آغاز کنید. ( استفاده از فرم تعیین اهداف هفتگی )

- هر روز صبح شش مورد از مهمترین کارهایی که باید در طول روز به انجام برسانید را براساس اولویت مشخص کنید.

 ( استفاده از فرم تعیین اهداف روزانه )

  به خاطرداشته باشید که هدف گذاری بسیار مهم است ، زندگی کنونی شما مرهون هدفهایی است که قبلا بصورت آگاهانه یا ناآگاهانه انتخاب کرده اید و آینده شما بستگی به هدفهایی دارد که هم اکنون انتخاب می کنید.

 

   تعریف هدف اصلی و رسالت بنگاه:

 

شاید هیچ چیز ساده تر و روشن تر از این نباشد که بدانیم شرکت ها چه می کنند .

کارخانه فولاد سازی فولاد می سازد ، شرکت راه آهن ، قطار باری و مسافری را جا به جا می کند ، شرکت بیمه تاوان آتش سوزی های احتمالی را می پردازد ، بانک ها وام می دهند . اما در عمل پرسش " کار ما چیست ؟ " پرسشی است کما بیش دشوار که معمولا پاسخ روشن سر راست ندارد .

کسب و کار را با نام شرکت یا اساسنامه و اظهار نامه ی آن تعریف نمی کنند . آنها را با ارضای خواسته مشتری به هنگام خرید کالا یا خدمت تعریف می کنند . راضی کردن مشتری ، هدف نهایی رسالت هر نوع کسب و کار است . بنابراین می توان پرسش " کار ما چیست ؟ " را با نگریستن به شرکت از منظر بیزونی پاسخ داد ، یعنی از دیدگاه مشتری و بازار . هر چه مشتری می بیند ، می اندیشد ، باور دارد ، و می خواهد ، درهر  برهه  از زمان ، مدیریت باید آن را چون واقعیتی عینی بپذیرد و با همان جدیت به آن اهتمام کند ، خواه با گزارش ماموران فروش ، آزمایش های مهندسان ، یا آمار و ارقام حسابداران . و مدیریت باید آگاهانه بکوشد پاسخ ها را از خود مشتری کسب کند نه آن که به حدس و گمان متوسل شود.

 

مدیریت بر مبنای هدف و عملکرد:

مدیریت بر مبنای هدف، یک نظام مدیریتی فراگیر است که کوشش‌های کلیدی مدیران را به شیوه‌ای منطقی یکپارچه می‌کند و به گونه‌ای آگاهانه برای دستیابی اثربخش و کارآمد به هدف‌های فردی و سازمانی جهت‌گیری شده است.[1]

به رغم استفاده گسترده از مدیریت بر مبنای هدف، هنوز اتفاق نظر بر سر معنای آن وجود ندارد. عده‌ای آن را یک وسیله ارزشیابی، برخی، شیوه‌ای انگیزشی و برخی، مدیریت بر مبنای هدف را ابزار برنامه‌ریزی و نظارت می‌دانند.[2]

این روش، به وسیله پیتر دراکر در سال 1954 در کتاب تمرین مدیریت ارائه شد.[3] در همان سالها، اودریون(صاحب‌نظر مدیریت مؤسسه ماساچوست) بصورت مجزا از دراکر، مشغول بحث و بررسی  روی این موضوع بود[4]. در سال 1957 داگلاس مک‌گریگور طی مقاله‌ای روشهای سنتی ارزشیابی که بر ویژگی‌های شخصی زیردستان استوار بود، خرده گرفت و روش تازه‌ای که در آن زیردستان، مسئولیت تعیین هدفهای کوتاه‌مدت را بر عهده می­گیرند و این هدف‌ها را با بالادستان خود، بازنگری می‌کنند، پیشنهاد کرد. براین اساس برخی مک‌گریگور را نیز از واضعین سیستم مدیریت بر مبنای هدف می­دانند.[5]

 

فرایند:

مدیریت بر مبنای هدف، به مجموعه‌ای از رویه‌های رسمی یا نسبتا رسمی اطلاق می‌شود، که با تعیین هدف، شروع و دامنه آن تا مرز بررسی عملکردها کشیده می‌شود[6]. مدیران و زیردستان باهم همکاری می‌کنند، تا هدف‌های مشترک را تعیین نمایند. مسئولیت هر شخص به صورتی دقیق، بر حسب نتایج قابل سنجش(هدف)، تعیین می­شود، که زیردستان به هنگام برنامه‌ریزی کارهای خود، باید آنها را بکار بندند؛ یا رعایت کنند. مدیران رده پایین و مقامات ارشد سازمان، باید پیشرفت امور را کنترل کنند. ارزیابی عملکرد به وسیله هر دو گروه، رئیس و مرئوس انجام می‌گردد و چند مدت یک‌بار، یعنی به صورت منظم، امور انجام‌شده مورد بررسی قرار می­گیرد[7].

مدیریت و برنامه‌ریزی بر مبنای هدف، برای ترکیب اهداف فردی و سازمانی بکار می­رود و براین عقیده استوار است که مشارکت توام رئیس و کارکنان در تبدیل اهداف کلی به اهداف فردی، تأثیر مثبتی بر عملکرد کارکنان دارد. فکر اصلی این نظام، این است که تدوین و پذیرش طرفینی تمامی اهداف، تعهد قوی‌تری را در کارکنان ایجاد می­کند؛ تا اینکه سرپرست، یک جانبه هدف‌گذاری کرده، آنها را به زیردستان تحمیل کند.[8]

 

مراحل:

مراحل برنامه‌ریزی بر اساس هدف و نتیجه عبارتند از:

1-   تعیین رسالت و ماموریت ها

2-   تعیین نتایج مورد انتظار

3-   تعریف شاخص های ارزیابی

4-   تعریف هدف های عملیاتی

5-   تنظیم برنامه های عملیاتی

6-   طراحی سیستم کنترل عملیات[9]

 

ارکان:

1.   تعهد به اجرای برنامه: در هر سطحی از سازمان مدیران متعهد می­شوند تا هدف های سازمانی و شخصی را که در اجرای مدیریت بر مبنای هدف تعیین شده­اند، تامین نمایند. مدیران با زیردستان تشکیل جلسه می­دهند تا هدف هایی را تعیین کنند و سپس با پیشرفت کارها به صورت دائم کارهای انجام شده را مورد بررسی قرار دهند.

2.   تعیین هدف به وسیله مقامات ارشد سازمان: برنامه های مدیریت بر مبنای هدف مؤثر و موفق، معمولا به وسیله مدیران ارشد شروع می­شوند، یعنی همان کسانی که استراتژی سازمان را تعیین می­کنند و هدف هایی را که اولویت بیشتری دارند در هدف های سالانه می­گنجانند.

3.   هدف‌های فردی: در اجرای برنامه مدیریت بر مبنای هدف، مسئولیت‌ها و هدف‌های هر مدیر و زیردستان، به صورت مشخص تعیین می‌گردد. مقصود از تعیین هدف‌ها به صورت مشخص در همه سطوح، این است که به کارکنان کمک شود، تا به صورتی دقیق، از این امر آگاه گردند که از آنها چه انتظار می­رود. هدف‌های فردی باید در جلساتی که با مشارکت زیردستان و سرپرستان تشکیل می­گردد، تعیین شود؛ زیرا هر فردی به خوبی می­داند که از عهده چه کارهایی برمی­آید و بدین‌گونه، هدف‌ها را با معیارهای واقعی و قابل حصول تعیین می­کنند. مدیران هم به نوبه خود، می­توانند زیردستان را یاری کنند؛ تا آنها تصویر روشن‌تری از خواسته‌های مدیران به دست آورند و در راه از میان برداشتن موانع به آنها کمک کنند. بدین وسیله مدیران، باعث اعتماد بیشتر زیردستان به توانایی‌های خود می‌شوند.

4.   مشارکت: میزان مشارکت افراد در تعیین هدف‌ها در سازمان‌های مختلف متفاوت است. به عنوان یک قانون کلی می‌توان گفت که هرقدر مشارکت مدیران و زیردستان در تعیین هدف‌ها بیشتر باشد احتمال دستیابی به آن هدف‌ها بیشتر خواهد شد.

5.   استقلال در اجرای برنامه: پس از آن که هدف‌ها تعیین و مورد توافق مدیریت و سایر اعضای سازمان قرار گرفت، در رابطه با شیوه اجرای عمل، افراد از اختیارات بیشتری برخوردارند. مدیران در چارچوب سیاست‌های سازمان برای اجرای برنامه‌ها، می‌توانند آزادی عمل داشته باشند و بدون این که تحت نظارت و دخالت مقامات بالاتری قرار گیرند، آن برنامه‌ها را به اجرا درآورند.

6.   بررسی عملکردها: مدیران و زیر دستان هر چند مدت یکبار تشکیل جلسه می‌دهند تا پیشرفت کارها بررسی نمایند. در این جلسه آنها مسائل به وجود آمده را مشخص می­کنند و آن چه را که هر یک از آنها برای حل مساله و یا مسائل مزبور می­توانند انجام دهند را نیز مشخص می­کنند. برای این که این اقدامات به صورت منصفانه و معقول انجام شود نتیجه عملکردها باید قابل سنجش و اندازه­گیری باشد تا به هنگام ارزیابی از قضاوت ذهنی استفاده نشود[10].

 

محاسن و معایب مدیریت بر مبنای هدف:

برخی افراد نظیر دمینگ، به شدت مخالف این شیوه مدیریت هستند و معتقدند که هدف مدیریت، باید توأم با بهبود مستمر باشد و نه یک هدف ثابت.[11]

برخی مطالعات نیز نشان می­دهند، که مدیریت بر مبنای هدف، باعث بهبود در دستیابی به هدف­ها و افزایش مداوم در بهره‌وری می­شود. همچنین با این روش می­توان تلاشهای مدیران را یکپارچه کرد و برای اثربخش کردن مدیریت برمبنای هدف باید آن را بصورت یک نظام فراگیر در نظر گرفت؛ نه افزوده­ای به کار مدیریت. [12]

تجارب کسب شده از کاربرد روش مدیریت بر مبنای هدف حاکی از آن است که این روش محاسن و معایب متعددی دارد:

الف) محاسن

1.      توسعه ارتباط کارکنان و مدیران؛

2.      ایجاد توافق میان کارکنان و مدیران درمورد محتوای کار و اهمیت نسبی وظایف عمده؛

3.      بهبود شیوه بکارگیری منابع انسانی و بهره‌وری کارکنان؛

4.      پیشرفت کارکنان و ارتقای کیفی مهارت و توانایی‌های آنها؛

5.      بهبود عملکرد کارکنان و افزایش تعهد آنها به تحقق اهداف؛

6.      بهبود معیارهای ارزیابی عملکرد کارکنان؛

7.      بهره‌مندی سازمان از خلاقیت و استعدادهای بالقوه کارکنان در نوآوری؛

8.      بهبود فراگرد برنامه‌ریزی کلی در سازمان.

ب) معایب

1-   وقت‌گیری بیش از حد؛

2-   تأکید بیش از حد بر مستندسازی؛

3-   عدم امکان تعدیل سریع اهدافی که در عمل، غیر منطقی به نظر می‌رسند؛

4-   وابسته بودن این روش به میزان حمایت مدیران عالی؛

5-   توانایی کم بعضی از کارکنان در تعیین اهداف.[13]

 

تعریف هدف

هدف در لغت، به معنای (نشانه) و (غرض) است، اما در اصطلاح، چیزی است که شخص قبل از عمل، آن را در نظر می گیرد و نیروی خویش و وسایل لازم را برای وصول به آن به کار می برد و غرضش دست یابی و رسیدن به آن است.

 

نقش شناخت و انتخاب هدف در کسب موفقیت:

شناخت و انتخاب هدف، یکی از اساسی ترین موضوعات زندگی انسان است. اگر انسان هیچ شناختی از هدف خود در زندگی نداشته باشد، آن را پوچ و بی معنا خواهد یافت. همه فعالیت های آگاهانه و ناآگاهانه انسان زمانی مفهوم خواهد داشت که هدف نهایی اش در زندگی روشن باشد.

با اندکی دقت می توان فهمید هدفی که ما برای زندگی خود در نظر می گیریم همه آن را تحت تأثیر قرار می دهد; به تعبیری دیگر، به زندگی ما جهت و معنا می بخشد. اگر انسان ها در زندگی خود روش های متفاوتی دارند به این دلیل است که هدف های مختلفی را دنبال می کنند. به هر قدر این هدف ها با ارزش تر و والاتر باشد، به همان اندازه زندگی انسان از ارزش و کیفیت عالی تری بهره مند خواهد شد. بنابراین، سعادت و یا شقاوت انسان در گرو (شناخت هدف) و انتخاب آن است. چه بسا افرادی هستند که سال ها در این دنیا زندگی می کنند و به علت سرگرم شدن به کارهای روزمره و به خصوص غرق شدن در ظواهر زندگی و لذت های مادی و آرامش دروغین، هرگز به اساسی ترین مسئله زندگی یعنی (شناخت و انتخاب هدف) نمی اندیشند; این عده به تعبیر قرآن کسانی هستند که به حیات دنیا راضی شده و به آن آرام گرفته اند.1 اما در مقابل، وارستگانی هستند که با بعد متعالی حیات آشنا شده اند. اینان توانسته اند در سایه تحصیل کمال، دریچه ای از عالم بالا به روی خود بگشایند و با عظمت های معنویِ زندگی آشنا شوند.

 

پس به جرأت می توان گفت که اساس موفقیت انسان در مسیر پر پیچ و خم زندگی، شناخت و انتخاب هدف می باشد و کسانی که در این راه مسیر صحیح را انتخاب کرده و هدف خویش را هم چو مشعلی فروزان در انتهای مسیر نظاره گرند، همواره موفق و پیروز هستند.

 

انواع هدف و راه های شناخت اهداف عالی در زندگی:

اگر به طور سطحی به محور بحث بنگریم، اولین چیزی که به ذهنمان خطور می کند این است که یکسری از اهداف، کوتاه مدت هستند و یکسری میان مدت و اهدافی دیگر که بلند مدت هستند; اما در یک نگاه عمقی و گسترده تر، با استفاده از تعالیم اسلام درمی یابیم که: در دین مبین اسلام دو نوع هدف وجود دارد:

 

1. هدف های مقدماتی; 2. هدف های نهایی و برتر.

 

هدف های مقدماتی: هدف هایی هستند که در ابعاد فردی و اجتماعی، زمینه ساز دست یابی انسان به هدف نهایی و برتراند. اهداف مقدماتی را می توان به اهداف مقدماتی عالی، اهداف مقدماتی متوسط و اهداف مقدماتی دانی تقسیم کرد. ملاک شناخت این مراتب و امتیاز آن ها از یک دیگر، وجود انسان است، زیرا انسان ترکیبی از جسم و روح می باشد. بنابراین آن چه فقط با بعد روحی و معنوی انسان ارتباط داشته و در جهت پرورش و اصلاح روح و حفظ حیات معنوی باشد، از اهداف عالی در زندگی انسان محسوب می شود. آن چه صرفاً در ارتباط با جنبه مادی و در جهت مصالح جسم و تقویت حیات مادی انسان باشد، از اهداف دانی در زندگی انسان به شمار می رود، و اهدافی که به هردو بعد جسم و روح مربوط شود، از اهداف متوسط می باشد.

 

برای توضیح بیشتر نمونه هایی از اهداف فوق را ذکر می کنیم:

 

مثلاً شناخت دین، شناخت انسان و ارزش های اخلاقی، عبادت، ایمان به پیامبران، اعتقاد به امامت و ولایت، ایمان به غیب و آخرت، انتظار فرج و ظهور حضرت مهدی ـ ارواحنا فداه ـ و… از اهداف مقدماتی عالی است.

 

عدالت اجتماعی، ایجاد رابطه صحیح با طبیعت، افراد و جامعه، تعدیل غرایز، کوشش در رفع نیازهای اقتصادی، فرهنگی، بهداشتی، نظامی جامعه، تشکیل خانواده، پرورش صحیح کودکان، صله رحم، همکاری و اهتمام در امور برادران دینی … از اهداف مقدماتی متوسط است.

 

تحصیل و تعلیم علوم مختلف، کوشش در بهداشت بدن، رعایت نظافت، تلاش برای بهبود زندگی و توسعه امکانات و نعمت های مادی، کسب و کار و تجارت، رشد تولیدات صنعتی و کشاورزی، … از مصادیق اهداف مقدماتی دانی است.

 

باید توجه داشت که دانی بودن این اهداف به این معنا نیست که نسبت به هدف های عالی و متوسط، پایین ترند، چرا که هریک در جای خویش ارزش مند است. هم چنین باید توجه داشته باشیم که اهداف مقدماتی از مطلوبیت ذاتی برخوردار نیستند، زیرا همه آن ها با تنوع مراتبشان، مقدمه و وسیله ای برای وصول به هدف نهایی و برتر می باشند.

 

اما اهداف نهایی و برتر از نظر دین مبین اسلام، وصول به مقام قرب الهی و رضوان خدا است. می دانیم که وجود انسان مطلقاً نیازمند خدای متعال است. آن چه انسان دارد، رشحه ای از فیض بی کران الهی است: (اللهُ الذی خَلَقَکم ثُم رَزَقَکم ثم یمیتکم ثم یُحییکُم;3 خدا است که شما را بیافرید، آن گاه روزی بخشید; پس شما را می میراند و دوباره زنده می کند). بنابراین، مبدأ خلقت و هستی انسان، خدا است و بازگشت همه نیز به سوی او خواهد بود: (انّا للّه و انّا الیه راجعون).4 قرآن بر این حقیقت تصریح دارد; آن جا که می فرماید: (یا ایها الانسانُ انّک کادح الی ربّک کدحاً فملاقیه;5 ای انسان تو با رنج و تلاش به سوی پروردگارت سیر می کنی و سرانجام او را ملاقات خواهی کرد.)

 

در دین مبین اسلام، دستورالعمل هایی است که اگر به آن عمل شود، مسلمان با جانی پاک و وارسته از پلیدی ه، خدا را ملاقات خواهد کرد و به خشنودی و رضوان خدا و مقام قرب الهی نایل خواهد آمد. در مسیر این هدف، هر عملی را که انسان برای خشنودی خدا انجام می دهد، قرب معنوی او به خدا بیشتر می شود و هر خلاف و عصیانی که از او سر می زند، از رحمت ورضوان الهی دور می گردد.

 

نقش دین در شناخت هدف واقعی:

دین در شناخت هدف واقعی ما نقش بسزایی دارد. جامعه ای که به خدا و معاد عقیده مند است، زندگی را وسیله ای برای دست یابی به هدف واقعی می داند. چنین جامعه ای به خود اجازه نمی دهد که هم چون جوامع مادی و عاری از اعتقاد که هدف و آرمانشان مشخص نیست، فقط برای جنبه های مادی تلاش کند و از ترقی معنوی غافل بماند.

 

هر اندازه هدف و اعتقاد، منحط و دور از واقع باشد، به همان اندازه انسان از تکامل حقیقی باز می ماند و نیازهای واقعی و راستین وی برآورده نمی شود. پیش رفت در زمینه های صرفاً مادی، در حقیقت رکود است، زیرا با انحطاط در زمینه های اخلاقی و معنوی همراه است، چون هر انسانی بر آن است که خود را با آن چه در عقیده دارد، تطبیق دهد. زندگی هرگونه باشد، نتیجه هدفی است که انسان برای رسیدن به آن طی می کند و در واقع نشأتی از چگونگی تفکر او است. اگر هدف و اعتقاد و ایمان به گونه ای صحیح و بر مبنایی درست استوار باشد، نتیجه آن عزت و عظمت است
 


تاریخ : یکشنبه 2 اسفند 1394 | 01:54 ب.ظ | نویسنده : احسان ناطقی | نظرات
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • مهر پزشک
  • تبلیغات اینترنتی
    4kia.ir